تبليغاتX
IN PURSUIT OF MY HAPPINESS

IN PURSUIT OF MY HAPPINESS

در جستجوی خوشبختی خودم

من برگشتم دوستای گلم

 

سلام دوستای عزیزم

حالتون خوبه؟

میدونید به اندازه تمام اسمونا دلم واستون تنگ شده بود

شرمنده از این بی وفایی هایی که در حقتون کردم

من تو این چند ماه که نبودم هم گرفتار امتحانات بودم و هستم و هم اینکه کامپیوترم هنگیده بود

خیلی خیلی ازتون معذرت میخوام

دوستون دارم و همتون رو به دست خدا میسپرم و فعلا بای

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم دی 1390ساعت 14:2  توسط Freshteh  | 

همیشه میگفت ...

 

هميشه به من مي گفت زندگي وحشتناک است ولي يادش رفته بود

که به من مي گفت تو زندگي من هستي روزي از روزها از او پرسيدم به

چه اندازه مرا دوست داري گفت به اندازه خورشيد در اسمان نگاهي

به اسمان انداختم ديدم که هوا باراني بود و خورشيدي در

اسمان معلوم نبود شبي از شبها از او پرسيدم به چه اندازه

مرا دوست داري گفت به اندازه ستاره هاي اسمان نگاهي

به اسمان انداختم ديدم که هوا ابري بود وستاره اي در اسمان

نبود خواستم براي از دست دادنش قطره اي اشک بريزم ولي

حيف تمام اشکهايم را براي بدست اوردنش از دست داده بودم

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم آبان 1390ساعت 14:59  توسط Freshteh  | 

روزی ...

 

روزي تمام احساسات آدمي گرد هم جمع مي شن و غايم موشک بازي

 ميکنن ديوانگي چشمميذاره همه مي رن غايم ميشن تنبلي اون

نزديکا غايم ميشه حسادت ميره اون ور غايم ميشه عشق مي ره پشت

 يه گل رز ديوانگي همه رو پيدا مي کنه به جز عشق حسادت عشق رو

 لو ميده و به ديوانگي ميگه که رفت پشت گل رز عشق نمياد بيرون ديوانگي

هرچي صدا مي زنه عشق بيا بيرون ديوانگي هم يه خنجر ور ميداره همينطور

 رز رو با خنجرش مي زنه تا عشق پيدا بشه يک دفعه عشق ميگه آخ چشمو کور

 کردی ديوانگي اشک مي ريزه به دست و پاي عشق بهش مي گه من چشم

تو رو کور کردم تو هر کاري بگي من انجام ميدم عشق فقط يک چيز از

 اون می خواد بهش مي گه با من هم درد شو از اون وقت به بعد ديوانگي

 هم درد عشق کور شد و بس

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم آبان 1390ساعت 14:24  توسط Freshteh  | 

گفـتم نرو ...

 

گفتم نرو پرپر میشم گفتی: میخوام رها باشم گفتم:

 آخه عاشق شدم گفتی:میخوام تنها باشم

 گفتم: دلم .  گفتی: بسوز  . گفتی: یه عمری باز هنوز . گفتم: پس عمرم چی میشه؟

 گفتی: هدر شد شب و روز . گفتم: آخه داغون میشم . گفتی: به من خوش میگذره

گفتم: بیا چشمام تویی . گفتی: آخر کی میخره ؟!  گفتم: منو جنس میبینی؟ گفتی: آره

بی قیمتی . گفتم: یه روز کسی بودم با من نکن بی حرمتی  گفتم: صدام میمیره باز . 

گفتی: با درد بسوز بساز . گفتم : حالا که پیر شدم؟ گفتی: که از تو سیر شدم . گفتم:

 تمنا میکنم 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم مهر 1390ساعت 20:38  توسط Freshteh  | 

یه مستند جالب از یه مدرسه

 

به نام خالق تمامی جانداران و بی جان

مستندی در مورد دبیرستان دخترانه .... خیابان .... و دانش آموزان دوم انسانی ۱

ما در جهان امروزی هفت چیز عجیب داریم که به آنها عجایب هفت گانه گفته میشود

دانشمندان گفته اند که یکی از عجایب بسیار شگفت انگیز و متحیز کننده که شامل یکی از

عجایب هفت گانه میشود دبیرستان دخترانه .... میباشد ....

بقیه رو برید ادامه مطلب و خواهش میکنم حتما نظرتون رو درباره این مستند زیبا بگید

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم مهر 1390ساعت 23:46  توسط Freshteh  | 

خدایش با او صحبت کرد ...

 

خدا از من پرسید: « دوست داری با من مصاحبه کنی؟»


پاسخ دادم: « اگر شما وقت داشته باشید»


خدا لبخندی زد و پاسخ داد:


« زمان من ابدیت است... چه سؤالاتی در ذهن داری که دوست داری از من بپرسی؟»


من سؤال کردم: « چه چیزی در آدمها شما را بیشتر متعجب می کند؟»


خدا جواب داد....

 

بقیه رو برید ادامه مطلب بخونید و نظرتونو رو دربارش بگید

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دوم مهر 1390ساعت 16:21  توسط Freshteh  | 

با تو ...

 

بچه ها سلام

هر کاری کردم نتونستم از وبم دل بکنم

من حسابی به وبم وابسته شدم و حالا حالاها جدا شدن از این وابستگی سخته

اینم از آپ جدید :

با تو مثل موج بی قرارم

مثل کوه استوار

با تو ، بودن را یافتم

و زیستن را زندگی کردم

با تو مثل کبوتر

سبک بال و رها

در آسمان ها پر گشودم

با تو میتوانم به رویای گل ها سرک بکشم

با تو میتوانم به خورشید و ماه سفر کنم

و خلاصه با تو میتوانم

حتی دریا را نیز در وجودم خلاصه کنم

تنها با تو ای دریایی ترین وجود روی زمین

 

+ نوشته شده در  شنبه دوم مهر 1390ساعت 0:16  توسط Freshteh  | 

داستان گریه دار عاشقانه

 

دخترک شانزده ساله بود که برای اولین بار عاشق پسر شد..

 پسر قدش متوسط بود، صدای بمی داشت و همیشه شاگرد اول کلاس بود.

 دختر خجالتی نبود اما نمی خواست احساسات خود را به پسر ابراز کند،

 از اینکه راز این عشق را در قلبش نگه می داشت و دورادور او را می دید

احساس خوشبختی می کرد.....

بقیه داستان رو برید ادامه مطلب بخونید

این داستان رو با دقت بخونید و حتما نظرتون رو دربارش بدید

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم شهریور 1390ساعت 0:2  توسط Freshteh  | 

ای کسی که .....

 

ای کسی که بدون تو زندگی را با همه زیباییهایش

برای لحظه ای نا چیز نمی خواهم ، ای کسی که

زندگی را در چشمان بهاریت معنی می کنم ، کاش

می دانستی این قلب کوچک و آتش زده ام چگونه

با دیدارت بال و پری برای رهایی مییابد ، پس بمان

که تو تنها رویای سبز زندگی خزان دیده ام هستی 

 


 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم شهریور 1390ساعت 22:39  توسط Freshteh  | 

نگاهت را ...

 

نگاهت را به کسی دوز که قلبش برای تو بتپه

چشمانت را با نگاه کسی اشنا کن که زندگی را درک کرده باشه

سرت را روی شانه های کسی بگذار که از صدای تپشهای قلبت

تو را بشناسه

آرامش نگاهت رو به قلبی پیوند بزن که بی ریاترین باشه

لبخندت را نثار کسی کن که دل به زمین نداده باشه

رویایت رو با چهره ی کسی تصویر کن که زیبایی را احساس کرده باشه

چشم به راه کسی باش که تو را انتظار کشیده باشه

اما عاشق کسی باش که تک تک سلولهای بدنش تقدس عشق را درک

کند

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم مرداد 1390ساعت 2:9  توسط Freshteh  | 

? who is the best friend

 

بهترین دوست اون دوستیه که بتونی باهاش روی یک سکو بشینی و چیزی نگی و وقتی ازش دور میشی حس کنی بهترین گفتگوی عمرت رو داشتی !

 

ما واقعا تا چیزی رو از دست ندیم قدرش رو نمیدونیم ولی در عین حال تا وقتی که چیزی رو دوباره بدست نیاریم نمیدونیم چی رو از دست دادیم !

 

اینکه تمام عشقت رو به به کسی بدی تضمینی بر این نیست که اون هم همین کارو بکنه پس انتظار عشق متقابل نداشته باش فقط منتظر باش تا اینکه عشق آروم تو قلبش رشد کنه و اگه اینطور نشد خوشحال باش که توی دل تو رشد کرده !

 

در عرض یک دقیقه میشه یک نفر رو خرد کرد در یک ساعت میشه یکی رو دوست داشت و یک روز میشه عاشق شد ولی یه عمر طول میکشه تا کسی رو فراموش کرد !

 

دنبال نگاها نرو چون میتونن گولت بزنن دنبال دارایی نرو چون کم کم افول میکنه دنبال کسی باش که باعث بشه لبخند بزنی چون فقط با یه خنده میشه یه روز تیره رو روشن کرد کسی رو پیدا کن که تو رو شاد کنه !

 

دقایقی تو زندگی هستن که دلت برای کسی اونقدر تنگ میشه که میخوای اونو از رویات بکشی بیرون و توی دنیای واقعی بغلش کنی !

 

رویایی رو ببین که میخوای ، جایی برو که دوست داری ، چیزی باش که میخوای باشی چون فقط یه جون داری و یه شانس برای اینه هر چی دوست داری انجام بدی !

 

آرزو میکنم به اندازه کافی شادی داشته باشی تا خوش باشی به اندازه کافی بکوشی تا قوی باشی ! به اندازه کافی اندوه داشته باشی تا یک انسان باقی بمونی و به اندازه کافی امید تا خوشحال بمونی !

 

همیشه خودتو جای دیگران بذار اگر حس میکنی چیزی ناراحتت میکنه احتمالا دیگران هم آزار میده !

 

شاد ترین افراد لزوما بهترین چیزها رو ندارن اونا فقط از اونچه تو راهشون هست بهترین استفاده رو میبرن !

 

شادی برای اونایی که گریه میکنن و یا صدمه میبینن زنده است برای اونایی که دنبالش میگردن و اونایی که امتحانش کردن چون فقط اینا هستن که اهمیت دیگران رو تو زندگیشون میفهمن !

 

عشق با یه لبخند شروع میشه با یه بوسه رشد میکنه و با اشک تموم میشه!

روشن ترین آینده همیشه روی گذشته فراموش شده شکل میگیره نمیشه تا وقتی که دردها و رنج ها رو دور نریختی توی زندگی به درستی پیش بری !

 

وقتی به دنیا اومدی تو تنها کسی بودی که گریه میکردی و بقیه میخندیدن سعی کن یه جوری زندگی کنی که وقتی رفتی تو تنها کسی باشی که میخندی و بقیه گریه کنن !!!!  

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم مرداد 1390ساعت 16:38  توسط Freshteh  | 

lovely poem

 

مرا اینگونه نگاه نکن دل من پر از

سکوت است سکوتی که اگر نمایان شود

عالمی را به آتش می کشد در پس پوسته ی

حرفهای من سکوتی پر معنا نهفته است صدها جلد کتاب

یک دقیقه آن است و در تاکستان ابدیت یک شاخه انگور دارد

شرابی که از آن افشرده ام دنیاییی را مست میکندودیگری را می کشد

مرا رها مکن

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم مرداد 1390ساعت 14:52  توسط Freshteh  | 

من میخوام عشقم تو باشی !

 

من میخوام عشقم تو باشی

شده حتی توی رویا به همینم راضی هستم

راضی تا آخر دنیا من میخوام برات بمیرم شده

تو خواب و خیالم با تو باشم توی شهر آرزوهای محالم شب

و روزمو تو پر کن بزار درگیر تو باشم بزار هرجایی که میرم

از تو خیلی دور نباشم چی قشنگتر از خیالت که همش

پیش چشامه عطر گلهای حضورت همیشه توی هوامه

من میخوام برات بمیرم اگه حتی تو ندونی اگه حتی

تا همیشه با یکی دیگه بمونی به همینم راضی هستم

به همین عشق خیالی عشق من زندگی بی تو میشه

بی مفهوم وخالی عشق من زندگی بی تومیشه

بی مفهوم وخالی!!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم مرداد 1390ساعت 16:1  توسط Freshteh  | 

به خاطر کی ....؟!

 

پرسید : به خاطر کی زنده هستی؟ با اینکه دوست داشتم

با تمام وجود داد بزنم به خاطر تو... گفتم به خاطر

هیچ کس پرسید : پس به خاطر چی زنده هستی؟

با اینکه دلم می خواست داد بزنم به خاطر دل تو...

گفتم بخاطر هیچ چیز پرسیدم : تو بخاطر چی زنده

هستی؟ در حالیکه اشک توی چشماش جمع شده

بود گفت:بخاطر کسی که بخاطر هیچ چیز زندست

 

+ نوشته شده در  شنبه یکم مرداد 1390ساعت 15:48  توسط Freshteh  | 

یه سوپرایز باحال

 

بچه ها سلام

خوبید ؟ خوشید ؟ سلامتید ؟

خدا کنه همیشه حالتون خوب باشه گلهای خوبم

بچه ها امروز یه سوپرایز دارم براتون

برید ادامه مطلب خودتون میفهمید 

امیدوارم خوشحال بشید و خوشتون بیاد

هرکی هم رفت تو ادامه مطلب نظرشو

دربارش بگه میخوام بدونم که اگه

 زشته بهتر بذارم و یا اگه قشنکه بیشتر بذارم

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم تیر 1390ساعت 16:45  توسط Freshteh  | 

چونکه جز تو ....

 

دوستم داشته باش چونکه جز تو

همه از غربت من می رنجند

عاشقت خواهم شد چونکه جز تو

همه از غصه من می خندند

لحظه را باید جست فاصله در

تپش یاد فرو خواهد ریخت

زندگی خواهد کرد چونکه جز تو

همه در قصه من می میرند

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم خرداد 1390ساعت 13:48  توسط Freshteh  | 

F & S

 

از پرهای آسمان

می چکد شبنمی

بر گونه های زمین

و موج می زند سبز

و غنچه های مریم

باز می کنند

دریچه هایشان را

به سوی خورشید

طراوت ، زیبایی

دو برگی از اردیبهشت

از دفتر بهار

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم اردیبهشت 1390ساعت 17:56  توسط Freshteh  | 

سلامی دوباره به دوستای گلم

 


اگه بگم که قول مي دم تا هميشه باهات باشم
اگه بگم که حاضرم فداي اون چشات بشم
اگه بگم توآسمون عشق من فقط تويي
اگه بگم بهونه ي هر نفسم تنها تويي
اگه بگم قلبمو من نذر نگاهت مي کنم
اگه بگم زندگيمو بذر بهارت مي کنم
اگه بگم ماه مني هر نفس راه مني
اگه بگم بال مني لحظه ي پرواز مني
ميشي برام خاطره ي قشنگ لحظه ي وصال
ميشي برام باغبون ميوه هاي تشنه وکال
ميشي برام ماه شباي بي سحر
ميشي برام ستاره ي راه سفر
 ولي بدون هرجا باشي يا نباشي مال مني
بدون اگه براي من هم نباشي عشق مني
براي سعادت شبا شعرامو من داد مي زنم
براي خوشبختي تو خدا رو فرياد مي زنم

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم فروردین 1390ساعت 22:51  توسط Freshteh  | 

29 آذر چه روز مهمی است ؟

 

بچه ها سلام امیدوارم که حال همتون خوب باشه

امروز ۲۹ آذره گفتم که برام یه روز خاصیه امروز تولد عزیزترین و مهم ترین کسم تو دنیاست دوست عزیزم

 که قربونش برم اونم اسمش فرشته هست امروز که کادوشو بهش دادم خیلی خوشحال شد وقتی

میبینم که دوستم خوشحاله اونم بهترین دوستم منم خوشحال میشم فرشته الهی دورت بگردم

امیدوارم همیشه زنده باشی و امیدوارم که به آرزوت برسی و منم به آرزوم برسم و خدا کنه که

خوشبخت بشی و تو کارات موفق بشی و تنها آرزوی من خوشحالی تو هست وقتی مبینینم

خوشحالی و میخندی منم خوشحال میشم و میخندم ( این به اون در ) خلاصه بگم :

فرشته عزیزم تولدت مبارک

الهی ۱۲۰ سال زنده باشی نه ۱۲۰ کمه همیشه زنده باشی

قربونت برم عزیزم

و اینارو تقدیم تو میکنم :

 

من همه دنیارو تقدیمت میکنم بخادا راست میگم  من تورو اندازه تمام آسمون دوست دارم و تو

درخشان ترین ستاره در آسمان قلبم هستی و همیشه در قلبم جای داری عزیزم دوست دارم

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم آذر 1389ساعت 20:1  توسط Freshteh  | 

عقل

 

عقل بیهوده سر طرح معما دارد   

 بازی عشق مگر شاید و اما دارد 

 در خیال آمدی و آینه ی قلب شکست 

  آینه از امروز تماشا دارد  

  نفس سوخته دارم به شتابید ای خلق 

  قطره ای قصد نشان دادن دریا دارم 

 عشق رازیست که تنها به خدا باید گفت 

  چه سخن ها که خدا با من تنها دارد

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم آذر 1389ساعت 13:47  توسط Freshteh  | 

عشق من

 

تو را از بين صدها گل جدا كردم
تو سينه جشن عشقت رو به پا كرد
براي نقطه ي پايان تنهایی

تو تنها اسمي بودي كه صدا كردم
عشق من عشق من

بگو از پاكي چشمه منو لبريز خواستن كن
با دستات حلقه اي از گل بساز و گردن من كن
اگه از مرگ باورها از آدمها دلم سرده
نوازش كن تو دستام رو كه خيلي وقت
ه يخ كرده
كه خيلي وقته يخ كرده

عشق من عشق من
ديگه دلواپس بودن واسم بسه
ديگه بيهوده پيمودن واسم بسه
زياديم كرده پژمردن
زياديم كرده غم خوردن
توي بيداد تنهايي
درعين زندگي مردن
عشق من عشق من
بگو از پاكي چشمه منو لبريز خواستن كن
با دستات حلقه اي از گل بساز و گردن من كن
اگه از مرگ باورها از آدمها دلم سرده
نوازش كن تو دستام رو كه خيلي وقت
ه يخ كرده
كه خيلي وقته يخ كرده

عشق من عشق من
ديگه دلواپس بودن واسم بسه
ديگه بيهوده پيمودن واسم بسه
زياديم كرده پژمردن
زياديم كرده غم خوردن
تو
ي بيداد تنهايي
درعين زندگي مردن

عشق من عشق من

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم آذر 1389ساعت 19:23  توسط Freshteh  | 

تا همیشه

 

تا همیشه

منتظر نگاهت میمانم

شاید روزی

کبوتر نگاهت

مرا میهمان

بال های خود کرد

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم آبان 1389ساعت 0:17  توسط Freshteh  | 

آسمان

     

آسمان سر سبز

دشت آیینه

غنچه افسون کار

باغ بی کینه

خاک می بخشدمان امید

آب می بخشدمان لبخند

عشق می خواندمان پرواز

مهر می خواندمان پیوند

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم آبان 1389ساعت 14:17  توسط Freshteh  | 

یک زندگی

 

در رنگین کمان چشمانت

آبی ابدیت را دیدم

و سرخی عشق را

سبزی حضور را

و سپیدی نور را

صورتی صداقت را

و زردی آتش را

و بنفشی یاس کبود را

شگفتا !!

تو در اوج یک رنگی

یک دنیا رنگ و نوری

 

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم آبان 1389ساعت 13:48  توسط Freshteh  | 

شاید


 
آسمان چشمانم در آرزوی دیدنت

ابری و خیس است

دیری است

دلتنگ آمدنت هستم

در انتهای بی قراری

در خلوت ترین بندرگاه شب

قایق تنهایی ام را به آب انداخته ام

شاید در اقیانوس انتظار

بیابمت

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم آبان 1389ساعت 20:10  توسط Freshteh  | 

نقش

 

صدایم کن

مرا به نام بخوان

بگو

در کجای قلبت

نقش مرا

نقاشی کرده ای ؟!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم آبان 1389ساعت 20:4  توسط Freshteh  | 

قاصدک

 

روزهایم مثل شب ، تاریک

و شب هایم مثل غروب

دلگیر است

بی صبرانه منتظرم

تا قاصدک عشق را

نسیم  دوستی

از طرف تو

برایم به ارمغان آورد

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم آبان 1389ساعت 19:41  توسط Freshteh  | 

خدا و دنیا

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

اگر دنیارو دوست داری بهش بچسب

اگه خدارو میخوای بهش بچسب و هرچی میخوای بهش بگو

ولی اگه کسی رو دوست داری بجز دنیا و خدا

بهش نچسب چون جدا شدن ازش خیلی سخته و نمیتونی فراموشش کنی ولی چون دنیا و

خدارو همیشه باید دوست داشته باشی و فراموششون نکنی باید به اینا بچسبی 

هر کدوم از اینا مجازات دارن دوست داشتن کسی مجازاتش بهم خوردن ذهنیت آدمی و عذاب وژدان

گرفتن و دل شکسته شدن آدم ولی فراموشی خدا و دنیا مجازاتش رو تو اون دنیا میبینی البته تو جهنم

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم آبان 1389ساعت 9:2  توسط Freshteh  | 

دلم برای .....

 

دلم برای باران تنگ شده است

دلم برای صدای قطره هایش تنگ شده است

دلم تنگ است برای پرسه در زیر باران

بارانی که به من آموخت رسم زندگی را

در آن روزها بارانی بود برای قدم زدن درزیر آن

و خالی کردن دل های پر از غم

مدتی است که دیگر نه بارانی است و نه ابری

این روزها تنها یک قلب است که پر از درد دل است !

نمی داند درد دلش را به چه کسی بگوید ؟!

پس ای باران ببار که درد دلم را به تو بگویم .....

بگذار من نیز مانند تو و همراه با تو ببارم

ببارم تا خالی شوم ، از غصه ها از دلتنگی ها رها شوم

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم آبان 1389ساعت 8:53  توسط Freshteh  | 

اتاق نویسنده

 

 این نویسنده هام برای خودشون دنیایی دارنا

چشماتو که باز میکنی یه میز چوبی میبینی و یه صندلی فلزی پشت اون ،  روی میز هم یه چراغ مطالعه و چند تا کاغذ سفید و یه خودکار که جوهرش تمومه

روی زمین هم چند تا کاغذ مچاله شده زیر میز یک سطل کوچک که لبریز از یه مشت کلمه ی تاریخ مصرف گذشته و شکسته است اگر بیشتر به این طرف و آن طرف نگاه کنی چیزای دیگری هم میبینی : کتاب هایی با قیافه های جور واجور و رنگ پریده مثل هشت کتاب سهراب ، دیوان حافظ ، لیلی و مجنون و.....! پوسترهای سعدی و سهراب آویزان به در و دیوار و پنجره ....!

 

و یه آدم دست و پا در هوا که زل زده به کله ی روی سقف و زیر لب یه چیزایی زمزمه میکنه این نویسنده های هوایی عالمی دارند بدون محدودیت زمان چون ساعت دیواریشان همیشه خوابیده است !

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم آبان 1389ساعت 8:48  توسط Freshteh  |